دیگر

      با

          هم

تن/ها

          هم 

                 نمی شویم...

انگار

      "ما"

              تنها

                     صدای گاو است!

/ 22 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی

و دیگر بار از " فصل " ما فصلی گذشت... انگار ما برای فصل کردن آمدیم ... [خنثی]

مستدام باشید

خدایا! سیرابم کن از عشق که من... برای نفرت برای کینه برای انتقام و برای هر چه ضد آدمیت است بدنیا نیامده ام

اکرم

هر جا چراغی روشن از ترس تنها بودن ای ترس تنهایی من اینجا چراغی روشن

ali behrad

سلام برا اولین بار بود مطالبتون رو می خوندم خیلی قشنگ بودن بهتون تبریک می گم موفق باشین

استاد مدت زیادی است که به روز نکرده اید...بی صبرانه منتظر اشعار و متون زیبای شما هستم.

...

تا به حال کسی تو را با چشم هاش نفس کشیده؟ آنقدر نگاهت می کنم که نفس هام به شماره بیفتد

ندا

خیلی وقت بود به سایتتون نیامده بودم مثل همیشه لذت بردم

بافتآ

فوق العاده بود. بازی با کلمات خیلی زیبایی بود...