قیدمان را

             زده اند

هنوز اما

           بی صفت

                        نشده ایم

/ 12 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

کلمات از نیامدنت می آیند پاشیده می شوند روی ویرانی ام مثل درد به زندگی ام می چسبند مثل حرف توی دلم مانده ای جدا نمی شوی از مرداد و مردنم!؟!

اکرم

اگر همچنان باشیم تا هنوز راهی است کوتاه برقرار و پویا

-

میترسم از نبودنت از فروریختنم سالهاست ای نگفتنی ترین تو که تنها حرفی در ابتدا و انتهای دلم بگوییم حرف آخر را تو را به خدای خدا؟

حمیدرضا احمدی

للها ایول!

@_@

چقدر تلخ شده ای! این روزها قند هایت را در دل چه کسی آب می کنی؟

ح.م

اینکه درحالیکه قید همه را زده ای نتوانی نسبت به هیچ کس بی قید باشی صفتی است که به هرکس نمی دهند.

به قید زدن ها بیندیش دوباره و سه باره... فقط کسی می تواند هیچ قیدت را نزندکه صفت قید داشتن به همه را در تو و خودش صادقانه باور کند. قید دیگران را با آگاپه و قید تو را با فیلیا نزند. والبته ... یکی اول جمله ها می آید دیگری اول و وسط و اخر یک جمله.

میخواین قید صفحه نوشتتونو بزنین چرا به صفت مردم میگیرین آخه!!! یه چیزی بزارین دلمون گرفت. بلکهیه کم انرژی بگیریم.

شاید آغاز جداسری از دیگران نبود..

ا

سلااااااااااام استاد متن هاتون رو خیلی دوست دارم فوق العاه شعر می سرایید گفته بودد شعرهای عالی زاد خواندید من هم خیلی دوست دارم شعر بگم یا متن ادبی بنویسم راهنمایی مخوام حدال چند تا از اون شعرایی که خودتون میخونید بجه های الهیات سلام میرسونن