گلو خشکی های

                       نیم شبم را

                                       کنارم بگو

کجای تنت

              کناره می شود؟

/ 15 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تنها

درد غربت تمام وقتم را به چه کسی بگویم؟ آدمی نیست که حس کنی آنقدر حیاط آغوشش به تو حیات می بخشد که تو بخواهی در آن بازی کنی .

...

تو مثل منی برف آتش را روشن می‌کنی تا در هرمش بمیری یاس‌های تابستانی ادای تو را در می‌آورند پروانه‌ها که تو را ندیدند عاشق او می‌شوند نکند سرنوشت مرا جائی دیده‌ئی برف!؟!

نسیم

سلام.حمیدرضا.نوشته هات مثل بنزینه رو آتیش نه آب.بنویس شوق پروانه شدن می دهد

گاهی سکــــــــــــــــــــوت بهتر از نشنیده شدن است // زیبا بود...!

ب1

اشتیاقی نیست . چرا دلخور باشم که نیست؟ آخر او به بی صداقتی حساس است! حتما چیزی هست که او نیست!

...

نه سراب نبود كه هرچه فاصله‌ها را طي مي‌كردم دورتر رود به چشمم چشمه‌اي بود كه چون مي‌رسيدم دست از من مي‌شست!؟!

سحر

بالاخره گوشه ی هرم رو برداشتی؟[منتظر]

...

اگر ابهام سراب نبود به تمنایم میدویدی؟ تو که لفافه گویی را بیشتر خوش داری.

دومان

خلوتی میخواهم تو باشی و من تو سکوت کنی ومن . . . گوش دهم

nastaran

دو تا (ت) بد! تاریخ و ترک سیگار !مرز عادی شده واسه جماعت بیکار مثل درد پرید و یکمی بیشتر داریم میمیریم ادای زنده هارو در نیار..شکم سیر و مغز پیر و انقلاب مخملی شریک کت شلواری و چگوئارای فکلی و دولت بیمار و مدیر غایب...واین یعنی نقش من تو فیلم زندگی سگیه رول یک جنازه که زنده هست به همین سادگی