تو ای تمام روزها ! شبی گریز پا بیا
خیال خواب ! ساعتی به روی چشمها بیا

شکوه کوه ! باز هم مرا به آسمان بکش
غرور رفته ام ! به یاد آن گذشته ها بیا

تمام شادیم ! به اشکهای من ٬کمی بخند
صدای خنده! با طنین گرم وآشنا بیا

ستاره ام ! چو بخت من٬ به دور دستها نرو
به روی ماه٬ یک نظر! که روبروی ما بیا

دو دیده ام ! به دل دوباره گوش کن چه گفته ام؟
 نگفته ام بمان ! ولی به خاطر خدا بیا

به قهر ونازت ای نگاه نازنین ! که راضیم
عزیز من ! شراب تلخ میدهی مرا بیا

به خاطر شکوفه ها گذشتی و بهار شد
بخاطرم چو آمدی ! میان برفها بیا...


 

  
نویسنده : حمید رضا نمازی ; ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٤
تگ ها :