دريغا... ما که مهربانی را فرياد می کرديم،نمی دانستيم فرياد زدن، صدايمان و خودمان را خشن می کند... با اين سخن برتولت برشت سالها زندگی کرده ام و ار آن آموخته ام که مهربانی به اندازه ی صبوری سخت است وتمرين می خواهد. يکی از اساتيد بزرگ ايرانی فلسفه را نقل کرده اند که در روز ۱۶ ساعت مطالعه می کرد و برای صرفه جويی در زمان هنگام نوشتن نقطه نميگذاشت. او محاسبه کرده بود اگر نقطه ها را آخر کار بگذارد ۱۵ ثانيه در هر صفحه صرفه جويی در زمان کرده است. همسرش نوشته است روزی با حيرت ديديم او ۵ ساعت مشغول پانسمان زخم بچه گربه ايست که پايش در آبراه حوض گير کرده بود. از او پرسيديم وقتت تلف نميشود؟ گفت : آن نوشته ها و خوانده ها برای اين کارها ست... ای کاش از آفتاب ياد می گرفتيم که بی دريغ باشيم در درد هامان و شادی هامان و کاردهامان را جز از برای قسمت کردن بيرون نياوريم...

در چار  چار  عشقم و بيچاره  توام     يک دو سه چهار اگر غلطم من شماره کن!!

 

  
نویسنده : حمید رضا نمازی ; ساعت ٢:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٢
تگ ها :