• -امروز روز والنتين است و من به ياد دختران وپسران عاشقی افتاده ام که در زلزله بم جان  باختند. به ياد مادر ترزا افتاده ام که ۶۰ سال عاشقانه ميليونها کودک ودرمانده را حمايت کرد.او با ۱۰ روپيه و ۳ ساری يک دلاری شروع کرد ووقتی به جان جهان پيوست،فقط همان ساری که بر تن داشت،از آن ۳ ساری به جا مانده بود. او هيچگاه ازدواج و عشق شخصی را تجربه نکرد اما اگر کلمه عشق امروز همچنان مسمايی دارد بخاطر آنست که زمانی او در زمين ما زيسته است...به ياد آن پيرمردی می افتم که از جوانی در جذام خانه تبريز بی مزد کار می کند و نمی گذارد کسی با او مصا حبه کند. به ياد خانم ب می افتم که عمری ست بی منت و عاشقانه در کهريزک خدمت می کند.متعلق عشق بايد معشوق انسانی باشد.يادش به خير با دکتر سجاديه و بابک تختی به ديدار شاملوی بزرگ رفته بوديم او می گفت :من معنای عشق به کوه دماوند را نمی فهمم عشق بايد متوجه جان انسانی باشد...راستی ياد شاملو هم در روز والنتين به خير...من فکر ميکنم گابريل مارسل نيکو ميکويد: عاشقی يک شرط دارد: زوال ناپذیری معشوق؛حتی در يک صفت...!                                                                           

                   درمدرسه عشق تو استاد شدم من      شيرين شدی آنقدر که فرهاد شدم من

  
نویسنده : حمید رضا نمازی ; ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ بهمن ۱۳۸٢
تگ ها :