ديشب به توصيه يکی از دوستان غربت نشينم فيلم معلم پيانو را ديدم...

اساس فلسفی فيلم تفاوت ميان عشق و فريب و يا شايد بتوان گفت عشق صادقانه و عشق فريبانه را نشان می داد .عشق فريبانه با عشق فريبکارانه فرق ميکند.در عشق فريبکارانه،طرف مقابل آگاهانه به بازی گرفته ميشود و در عشق فريبانه نا آگاهانه.وقتی که ما روابطمان با کسی از حدی فراتر می رود واقعا گاه برای خودمان هم ديگر معلوم نيست که محبتی که به طرف مقابلمان می کنيم از سر صدق است يا برای فريفتن يا غلبه کردن و تصاحب اوست.شايد اصلا اقتضای نزديکی بيش از حد آدمها به يکديگر ،همين مخدوش شدن تعاريف و مرزهای مناسبات انسانی باشد.از اين رو در عشق هميشه اين ابهام می ماند که عشق، محبت صادقانه است يا ترفندی ست برای تصاحب.در اين فيلم هم طرفين نمی دانستند که با نشان دادن جذابيتهای خود درپی اغوای همديگرند يا واقعا عشق پيراسته ای ميان آنها جريان دارد.

      هر که نازک بود دل يارش، گو دل نازنين نگهدارش

     عاشق گل دروغ می گويد که تحمل نمی کندخارش!

  
نویسنده : حمید رضا نمازی ; ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۳
تگ ها :