ديروز سالگرد درگذشت علی شريعتی بود.

من در سنت فلسفی ای پرورش يافته ام که به شريعتی نگاه منتقدانه دارد و رويکردهای جامعه شناختی او را برنمی تابد.

اما با اين حال هميشه جای خالی او را احساس می کنم. نه برای آنکه از زينب و حسن و محبوبه بگويد ... و نه برای آنکه دموکراسی راس ها را تبيين کند..! بلکه برای آنکه فکر می کنم جامعه روشنفکری ما به شدت محتاج انديشمندی ست که دانشجويانش بتوانند او را به اسم کوچک صدا کنند... مثل علی! محتاج متفکری ست که شاگردانش فولکس قورباغه ای او را ببرند و او تمام هفته با خنده به دنبال ماشينش بگردد...مثل علی! محتاج روشنفکری ست که دوستان و شاگردانش بتوانند او را براحتی بيابند و از او بياموزند...مثل علی! 

راز جز با رازدان انباز نيست

راز اندر گوش منکر راز نيست

تا نريزی قند را پيش مگس

تا نگويی سر سلطان را به کس!

 

  
نویسنده : حمید رضا نمازی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۳
تگ ها :