چشمم در آرزوی توشب تاسحر نخفت
ای کاش خفتمی که به رويا ببينمت

از برکه های آينه راهی به من بجو
تا ای يقين گمشده پيدا ببينمت

در بچگی هميشه با خود فکر می کردم که آيا کورها خواب می بينند؟ و اگر خواب می بينند در آن هنگام چه خالی پيدا می کنند! بعد هاکه پزشک شدم با این که جواب این سوال را گرفته بودم اما از دوران پرسشگری کودکی ام در من رسوب این پرسش مانده بود.

دیشب خواب مادر ترزا را دیدم . او حقیقی ترین انسان زندگی من است و از اوست که همچنان هستی برایم معنا دار مانده است.این چهارمین باری ست که خواب مادر ترزا را می بینم و چهارمین باری ست که سوال دوران کودکی ام جواب داده می شود.

دیشب برای بار سوم فیلم مصائب مسیح را دیدم و مثل هر بار جای او گریستم . کاش گیبسون در زمان حیات مادی مادر این فیلم را ساخته بود.

این هفته کارت پستالی که از مادر کشیده ام چاپ می شود.

مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن...

  
نویسنده : حمید رضا نمازی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۳
تگ ها :