چه بهاريست خداياکه دراين دشت ملال

لاله ها ، آيينه ی خون  سياووشانند...

۳سوگناکی در زندگی ما آدميان است.می خواهيم درد و رنج سراغمان نيايد و می آيد! می خواهيم معصوم بمانيم و نمی مانيم . و می خواهيم جاودانه باشيم و نميشود!

ريشه خواست ها ،عشق ورزيدن ها و تلاش هايمان غلبه ای بی فرجام بر اين سوگناکی هاست

سالها  ،از او اميد مهربانی داشتيم

مهربانی آنهم از او راستی ما را ببين

تابناک از مطلع چاک گريبان چون غزل

آن دو گوی سيمگون نيمه پيدا را ببين!!!!

بی ادبی به حساب مرحوم اخوان.گندمش بستانيد که پيمانه است رد!!!

  
نویسنده : حمید رضا نمازی ; ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۳
تگ ها :