برگ ریزان_ اثر وال١. هوا که سرد می شود تو گویی دوباره چیزی در جانت نهیب می زند که جهان دیار سرد شدن است...جهانی که عشق در حال معنا می شود و فراق جز وسواسی بیمارگون نیست...جهانی که امید، سرابی ست  که در خیال سیرابت می کند تا شر و سرشت سوگناک روزگار را نبینی...پاییز که می رسد انگار پادشاه فصلها می خواهد سرزمین از دست رفته اش را پس بگیرد اما چه زود در می یابد که دولتش مستعجل است ... هوا که سرد می شود تو گویی دنیا ندا می دهد که شرار عشق امروز بیشتر به شعله ی کبریتی در معرض توفانی می ماند...کبریتی بی خطر و ممتاز!

٢.  از تلویزیون مسابقه ی فوتسال ایران و چک را می دیدم...سالهاست دیدن فوتسال برایم جذابتر از فوتبال است...بازی بارها به جایی رسید که یکی از تیمها ممکن بود حذف شوند...در این میان چهره ی حسین شمس سرمربی تیم برایم جالب بود...چهره آرامی که ناگهان در پایان مسابقه به طرز غریبی با هق هق گریه زیبا شد...این صحنه یکی از زیباترین گریه هایی بود که دیده ام...تلفیق تلاش و وطن و پدرانگی...

٣. نمره انضباط از کارنامه ی دانش آموزان حذف شد و چه دیر حذف شد ...درست در سالهایی که باید بی دریغی را در نهاد فرزندانمان می نهادیم اخلاق را کمی کرده بودیم تا بزرگ که می شوند تاجرانی شوند برای مهربانی...و قلبشان چرتکه ای شود برای آنکه چگونه نیکی کنند تا چیزی گیرشان بیاید...به زعم من تنها اخلاق در مواجهه با شخصیتهای حقوقی همچون سازمانها باید نمره بندی شود...درست همانجا که اخلاق حرفه ای دست و پا می زند و معیار نیک و بد نمره ندارد...!!

  
نویسنده : حمید رضا نمازی ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٧
تگ ها :