روزگار گل_اثر هیوا مسیبی

 ١.   من پیرمردی سی و سه ساله شدم و هذه جنایت ابی...جخ امروز از مادر نزاده ام ...عمر جهان بر من گذشته است...نزدیکترین خاطره ام ، خاطره ی قرنهاست...خاطره ی اولین هراس که همیشگی شد...خاطره ی دلبرک غمگینی که در پیله اش عشق و نفرت تنید...خاطره ی ابر انسانی که در کوچه های کلکته ، آسمان را شرمنده کرد...خاطره ی کودکان سرطانی که هوش هیجانی شان از من و تو بیشتر بود...خاطره ی ابلیسی که در لباس خداوند کارتون خوابها را تیمار می کرد...!! خاطره ی هفت سال راهنمایی و دبیرستان مفید و سکوهای بتونی سرد و زمین فوتبال کجش...!  خاطره کوی جان ... تبریز...خاطره ی دانشکده پزشکی با آن سقفهای بلندش...خاطره ی بخشهای  بیمارستان امام خمینی...خاطره ی دانشکده الهیات و پل هوایی اختصاصی اش...خاطره ی شبهای انتظار مطب...

٢.   امروز روز جهانی گل است..!! ...ایران را از دیر باز به کشور گل و بلبل می‌شناخته‌اند. ایرانیان نخستین ملتی بودند که گل هدیه دادند. گل و غنچه های لوتوس دست داریوش و سربازان هخامنشی در سنگ نگاره های تخت جمشید بیانگر بیش از دوهزار و پانصد سال  قدمت قدسی گل و نشان دهنده  هدیه دادن دسته گل در ایران باستان است.گرچه که قدمت گل تزیینی به بیش از پنج هزار سال در این دیار می رسد. بعد از اسلام گل و دسته گل در نزد ایرانیان حرمت و اعتبار خود را حفظ کرد. نقوش اسلیمی و اشعار شاعران شهیر ایران زمین گواه این مدعایند...

۳.   بس خجسته معصیت کان مرد کرد

       نه ز خاری بر دمد اوراق ورد؟!!     مولانا

  
نویسنده : حمید رضا نمازی ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها :

 

آسمان_اثر هنرمند فقید کاوه گلستان

۱.       ممد نبودی ببینی...شهر آزاد گشته... یادش به خیر سر جلسه آخرین امتحان ثلث سوم ....دیکته ...کلاس اول دبستان بودم و از آنجایی که مادرم هم معلم اول دبستان-البته در مدرسه ای دیگر- بود شاگرد خوب و کم دردسر کلاس بودم... مدرسه فرائین در خیابان بهبودی می رفتم...آن روز مارش پیروزی از بلندگوها پخش می شد...بازیگوشانه به حیاط مدرسه آمدم و خبر آزادی خرمشهر را شنیدم...در تاریخ آریا میهن،خاطره رهانیدن خرمشهر جاودانه خواهد ماند...یاد کسانی که دلاورانه و بی باکانه تازیان را پس زدند تا ایران همچنان ایران بماند...یاد  جهان‌آرا، موسوی، ربیعی، محمدی، مرادی، مصباحی، شریف قنوتی، ارجحی، شوش، دشتی و تمامی آنانی که گمنام، مام وطن را پاس داشتند گرامی باد...

 ٢.     ٢۶ سال از آن تاریخ می گذرد...خرمشهر چند کتابفروشی دارد؟...آمار افت تحصیلی در این بندر زیبای وطن چند است؟...بیکاری و اعتیاد در شهر جهان آرا چه وضعی دارد...نکند خرمشهر دوباره سقوط کرده باشد.... 

٣.      سایه ای بر دل ریشم فکن ای گنج روان

                                                                که من این خانه به سودای تو ویران کردم

امروز نفت ایران صد ساله شد...صد سال پیش که تلاش هفت ساله ی کارشناسان در دامنه ی زاگرس -مسجد سلیمان- ثمر داد و عصاره ی تنبلی ملت ایران استخراج شد کسی باور نمی کرد که نفت چنان کند که کرد...نفت به دولتهایمان آموخت که می توانند بی نیاز از کار وخواست و مالیات مردم مملکت بگردانند و به ملتهایمان یاد داد که تنبلی و دلالی تنها راه وصول به بهشت دنیوی ست...اگر نفت نبود شاید فرش و پسته و شیلات و صنایع دستی و کفش و لبنیات و از همه مهمتر پشتکار و همت ما ایرانیان امروز سرنوشتی دیگر داشت...گرچه میدانم...اگر در کار ما اگر نباشد پیروزیم

  
نویسنده : حمید رضا نمازی ; ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها : خرمشهر ، نفت