آرامش گریزان

شاید تلخترین اتفاق در روابط انسانی آن باشد که در میانه ی عشق ناگهان دریابی که آزار بر آرامشی که انتظارش را می کشیدی پیشی گرفته است...از آن پس روزگارت حل معماست...معمائی که هرگز حل نخواهد شد...

روابط عاطفی انسانی در جهان جدید مثل بذریست که در زمینی نامناسب و کم آب می پاشی به امید آنکه روزی درخت سترگ را به بار بنشینی...شاید فقط  مراقبتی وسوانه گونه بتواند تو را به بخشی از آرزویت برساند...آنکه بر بستر رابطه اش هرزهای بی اعتمادی  می پاشد هرگز انتظار جوانه هم نداشته باشد...

عاشق گل دروغ می کوید...که تحمل نمی کند خارش

  

نویسنده : حمید رضا نمازی ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٦
تگ ها :

 

رد پاما آدمیان همواره درگیر خطاهای شناختی فراوانیم...به دلایلی جامعه شناختی برای ما ایرانیان این خطاها گاه رنگ و بوی سنت هم به خود می گیرد و با توجیهی تاریخی دمار از روزگارمان در می آورد...

یکی از خطاهای شناختی  این است که معمولا تلقی ما از آدمیان برحسب آخرین حرفهایی ست که از آنها یا درباره ی آنها شنیده ایم...اگر شما سالیان دراز کسی را دوست بدارید و به سخنی آزرده شوید یا بیازارید،هر چه پس از آن در خیالتان می ماند همان حرفهای آخرست...این خطا در همه ی ساحات اجتماعی و فردی ما به چشم می خورد و البته در جهان جدید که بی اعتمادی و بی تمرکزی بنیان روابط ما ایرانیان شده است جدی تر و آزار دهنده تر است...

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران...

  

نویسنده : حمید رضا نمازی ; ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٦
تگ ها :