جلسه سخنرانی با موضوع :

           ”بين خواب و بيداری،اخلاق روشنفکران ايرانی “

         

          مکان:  تالار کمال دانشکده ادبيات و علوم انسانی دانشگاه تهران

          زمان:  سه شنبه،۱۳تيرماه۸۵ ، ساعت ۱۴:۳۰

          توضيحات بيشتر

  
نویسنده : حمید رضا نمازی ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٥
تگ ها :

 

می شنيدم فحش و خر می راندم

رب يسر زير لب می خواندم!

يکی از سر پيچهای زندگی آدمی گسستن است. من هميشه سعی کرده ام تا از ورود به ميدان دو نفره ی عاشقانه ی روابط انسانی بپرهيزم و ازين رو درد جدايی چندان روزگارم را بهم نمی ريزد. اما در همين روابط ساده ی انسانی هميشه اين پيشفرض را با خو د داشته ام که آدمها خود خواه تر از آنند که بتوان توقعی از آنان داشت...من بواسطه ی نوع فعاليتهايم مدام در معرض قضاوتم و بسياری از کسانی که رابطه ی صميمی تری  برقرار می کنند به شدت متوقعانه با من برخورد می کنند.من اما هميشه آماده گسستنم...و فکر ميکنم ر دوست داشتن در سپهر خصوصی ام را بايد فدای سپهر عمومی ام کنم...مادر ترزا به ما ياد داد که( در قبال هر محبتی آماده باش تا حتی تلخترين و نامنتظر ترين واکنشها را ببينی...تو اما بر خود نگير)  فکر می کنم بسياری از ناملايماتی که از آدم نمايان اطراف می رسد با همين منطق بر آفتاب افکنده شود...

  
نویسنده : حمید رضا نمازی ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ تیر ۱۳۸٥
تگ ها :